کیش در تله جغرافیا؛ تلاش برای بقا در عصر کریدورها
در شرایطی که مناطق آزاد متصل به مرزهای زمینی با بهرهگیری از مزیت ترانزیت در مسیر گشایشهای خارجی گام برمیدارند، کیش در بحران ارتباط با «سرزمین اصلی» دستوپا میزند.
نقشه جدید مناطق آزاد و جای خالی یک نگین
این روزها در ادبیات اقتصاد بینالملل و سیاستگذاری تجاری کشور، یک واژه بیش از هر زمان دیگری بسامد دارد؛ «کریدور».
نقشه جغرافیای اقتصادی ایران شاهد تحرکاتی تازه است؛ مناطقی مانند ارس، ماکو، انزلی و چابهار به پشتوانه خطوط مواصلاتی، مرزهای زمینی و ریلهای ترانزیتی، پیگیر اتصال به شبکههای فرامنطقهای، اوراسیا و همسایگان خود هستند. این جوشش لجستیکی که امید را در دل تجارت خارجی کشور زنده نگه داشته، نشاندهنده ظرفیت ذاتی الگوی مناطق آزاد برای تنفس اقتصادی است.
اما درست در چند صد کیلومتر آنسوتر و در قلب آبهای نیلگون خلیج فارس، تصویری متفاوت از سرنوشت نخستین و نامآشناترین منطقه آزاد ایران رقم میخورد. جزیره کیش—که روزگاری نماد مدرنترین پنجره ارتباطی ایران با بازارهای جهانی بود—این روزها فارغ از دغدغههای کلانِ کریدورهای بینالمللی، درگیر نبردی نابرابر و خاموش برای تأمین شریانهای تنفسی خود با سرزمین مادری است.
توسعه مناطق آزاد در تمام دنیا بر دو پایه استوار است؛ مزیتهای قانونی و سهولت دسترسی. مناطق آزاد خشکیپایه، حتی در بدترین شرایط تحریمی و شوکهای ارزی، یک مزیت بنیادین دارند که هیچ تحریمی نمیتواند آن را حذف کند: «امکان دسترسی پیوسته زمینی». کامیونها تردد میکنند، مسافر بدون دغدغه بلیت هواپیما سفر میکند و کالاها در بستری کمهزینه و مطمئن جابهجا میشوند.
کیش اما جزیره است؛ جغرافیایی محصور در آب که ذات حیاتش به دو شریان حساس، پرهزینه و وابسته به فناوری متصل است: هواپیما و شناور.
طنز تلخ ماجرا اینجاست؛ در حالی که همردیفان کیش در نوار مرزی کشور برای گشایش دروازههای تجاری به روی همسایگان خارجی تلاش میکنند، فعالان اقتصادی، جامعه بومی و کیشوندان برای یک مسئله بسیار سادهتر به زانو درآمدهاند. چگونه میتوان کالا و مسافر را در زمان معین و با قیمت اقتصادی از داخل کشور به جزیره رساند؟
اصلیترین پیونددهنده کیش به اقتصاد ملی در چهار دهه گذشته، ناوگان هوانوردی بوده است. بیش از ۸۰ درصد گردشگران و عمده مراودات کیفی تجاری جزیره از طریق آسمان جابهجا میشوند.
اما امروز صنعت هوانوردی کشور زیر ضربات فرسودگی، کمبود هواپیماهای فعال و فشارهای مضاعف اقتصادی قرار دارد. حاصل این وضعیت برای جزیرهای که تمام تخممرغهای توسعهاش در سبد پروازها بود، چیست؟
نایاب شدن بلیتهای هوایی و افزایش سرسامآور هزینههای تردد که سفر به کیش را برای طبقه متوسط جامعه غیرممکن و توجیهناپذیر کرده است؛
و در نهایت، خالی ماندن ظرفیت فرودگاهی که ترمینال جدید آن با میلیاردها تومان هزینه احداث شد، اما فروند هواپیمای کافی برای نشستوبرخاست در آن وجود ندارد.
این چالش به معنای بسته شدن گلوگاه حیات جزیره است؛ مسئلهای که حتی قویترین برنامهریزیهای گردشگری و فستیوالهای فصلی را به بنبست میکشاند، چراکه گردشگر اصولاً راهی برای رسیدن به مقصد پیدا نمیکند.
عبور سخت از دریا؛ هزینههای لجستیک و بنبست کاپوتاژ
شاید تصور شود که مسیر دریایی و استفاده از خودروی شخصی بتواند جایگزین نقص شبکه پروازی شود. اما واقعیت میدانی حکایت دیگری دارد.
برای یک خانواده یا یک فعال اقتصادی، سفر به کیش از طریق بنادر چارک یا آفتاب مستلزم طی مسافتهای طولانی جادهای در محورهای ناایمن جنوب، معطلیهای طاقتفرسا در صف شناورهای خودروبر (لندینگکرافتها)، هزینههای سنگین کاپوتاژ خودرو و ریسک مواج بودن دریاست. برای بخش بازرگانی نیز، کرایه بالای حمل دریایی کانتینرها، خواب کالا در گمرکات بنادر موازی و نبود خطوط منظم کانتینری مدرن، بهای تمامشده تجارت در کیش را فراتر از حد رقابت با سایر مناطق رسانده است. بخش مسافری نیز از این آسیب دور نمی ماند، وقتی مسافر با قطار به بندرعباس میرسد برای رسیدن به چارک و سوار شدن به شناور نیاز به زمانی ۴ ساعته دارد که گاه به دلیل خرابی دریا به شناور نرسیده و سرگردان در بندرعباس یا چارک باید شبی را سر کند و این یک معضل بزرگ برای مسافر یا کیشوندی است که بدون خودرو می خواهد خود را به کیش برساند.
به عبارت دیگر، کیش از مزیت یک بندر بزرگ تجاری ترانزیتی مثل رجایی یا چابهار برخوردار نیست و از سهولت دسترسی یک منطقه متصل به جاده بینالمللی هم محروم مانده است؛ وضعیتی که میتوان آن را جزیرهافتادگی مضاعف اقتصادی نامید.
این انزوای ارتباطی اکنون اثر خود را مستقیماً روی استخوانبندی کیش نشان میدهد. صنعت هتلداری و خدمات گردشگری به عنوان موتور محرک اقتصاد جزیره، با ضریب اشغال نازل و هزینههای جاری سنگین روبهروست. بازارهای تجاری و مراکز خرید به دلیل کاهش چشمگیر مسافران خریدار، با ریزش مداوم مستأجران و کاهش توجیه اقتصادی مواجه شدهاند. بازار کار و نیروی انسانی متخصص در حال فرسایش است؛ هزینه بالای رفتوآمد به سرزمین اصلی سبب شده بسیاری از نخبگان مدیریتی، کادر درمان، معلمان و نیروهای خدماتی قید ماندن در جزیره را بزنند.
این روزها کیش بیش از آنکه در سودای رقابت با دوبی یا دوحه باشد، نگران خالی شدن زیر پای کسبوکارهای بومی خود است.
پیش از ادعای توسعه، راه دسترسی را تضمین کنید
سخن بر سر زیر سؤال بردن پیشرفت سایر مناطق آزاد کشور نیست؛ اتفاقاً هر تحرکی در مرزهای تجاری ایران مایع امید است. اما هشدار گزارش به سیاستگذاران ملی و دبیرخانه شورایعالی مناطق آزاد واضح است: کیش را با فرمولهای یک منطقه آزاد متصل به خشکی اداره نکنید.
حیات یک جزیره تابع مستقیم «هزینه و سهولت دسترسی» است. اگر حاکمیت اقتصادی برای کیش تدبیری ویژه نیندیشد—از جمله؛ نگاه ویژه و حاکمیتی به تجهیز ناوگان کیشایر به عنوان شریان اختصاصی و اضطراری جزیره (نه صرفاً یک بنگاه هوانوردی تجاری معمولی)؛ اعطای سوبسیدها یا مشوقهای خاص سوخت و مالیات برای خطوط پروازی و شناورهای دریایی مقصد کیش؛ روانسازی بنیادین فرایندهای لجستیک بندری در چارک و آفتاب— آنگاه کیش، مرواریدی که روزگاری نگین مناطق آزاد کشور و ویترین گردشگری نوین ایران بود، زیر بار سنگین هزینههای فاصله و محاصره دریا از نفس خواهد افتاد. برای نجات کیش، پیش از هر شعار توسعهای و سرمایهگذاری میلیاردی، تنها یک کار لازم است: راه تنفس و دسترسی جزیره را باز کنید.
منبع: https://akhbarkish.com/%da%a9%db%8c%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%84%d9%87-%d8%ac%d8%ba%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%a7%d8%9b-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%82%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d8%b5%d8%b1/




ارسال نظر
0 دیدگاه ثبت شده است
امکان ارسال دیدگاه برای این خبر بسته شده است.