اخبار کیشروزنامه خبری تحلیلی
https://akhbarkish.com/
فرهنگی
کد خبر 53254
اخبار کیش؛
شکاف میان دانشگاه و نظام مدیریت کیش
ازظرفیت علمی تاتصمیم های سلیقه ای
۱۳ آبان ۱۴۰۵الهام صحرائیان00
کیش برای حل مشکلات خود به مدیران بیشتری با ایدههای شخصی نیاز ندارد؛ به یک نظام مدیریت مبتنی بر دانش، پژوهش و تخصص نیاز دارد.
حضور دانشگاههای معتبر، توسعه رشتههای تخصصی و برخورداری از استادان و دانشآموختگان در حوزههای مختلف، کیش را به یکی از مناطق برخوردار از ظرفیت علمی برای حل مسائل توسعهای تبدیل کرده است؛ با این حال، فاصله میان دانشگاه و ساختار اجرایی جزیره همچنان یکی از فرصتهای مغفولمانده توسعه است. پرسش اساسی این است که چرا با وجود این سرمایه علمی، تصمیمها و برنامههای اجرایی کیش کمتر بر پایه پژوهشهای دانشگاهی و دانش تخصصی شکل میگیرند؟
جزیره کیش برای مدیریت و توسعه خود با مجموعهای از مسائل پیچیده و بههمپیوسته روبهرو است. مدیریت منابع آب و انرژی، حفاظت از محیطزیست دریایی، توسعه گردشگری، رونق اقتصادی، ساماندهی حملونقل، مدیریت شهری، ارتقای خدمات سلامت، مسائل فرهنگی و اجتماعی و حتی اصلاح ساختارهای اداری، هرکدام به شناخت دقیق، مطالعه تخصصی و راهکارهای متناسب با شرایط خاص جزیره نیاز دارند.
برای پاسخ به این مسائل، یک سرمایه مهم در خود کیش وجود دارد؛ دانشگاههایی که نامهای معتبری در آموزش عالی کشور دارند و رشتهها و تخصصهای مرتبط با نیازهای اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و زیستمحیطی جزیره را در اختیار دارند.
پردیس دانشگاه تهران با رشتههایی از مهندسی صنایع و مهندسی رایانه تا معماری، روانشناسی، مدیریت مالی، مدیریت بازرگانی و حقوق، مجموعهای از تخصصهای مورد نیاز برای شناخت و حل مسائل جزیره را پوشش میدهد. دانشگاه صنعتی امیرکبیر نیز در حوزههایی مانند مدیریت کسبوکار، بازاریابی، امور مالی، زنجیره تأمین، تجارت الکترونیک، ایمنی و محیطزیست و مدیریت ساخت ظرفیت آموزشی ایجاد کرده است.
در کنار این مجموعهها، حضور دانشگاه صنعتی شریف و سایر مراکز دانشگاهی با ظرفیتهای تخصصی و پژوهشی، امکان شکلگیری همکاریهای علمی گستردهتری را فراهم کرده است.
با وجود چنین ظرفیتی، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: چرا دانشگاهها در جزیره حضور دارند، اما دانش و تخصص آنها هنوز به بخش جداییناپذیر تصمیمگیری و مدیریت کیش تبدیل نشده است؟
مشکل از دانشگاه نیست؛ از ساختار تصمیمگیری است
مسئله اصلی کیش کمبود دانش، تخصص یا نیروی دانشگاهی نیست؛ مسئله، نبود یک سازوکار فراگیر و الزامآور برای استفاده از این ظرفیت در مدیریت جزیره است.
در بسیاری از برنامههای توسعهای، تصمیمگیریها با تشخیص مدیران، تجربههای فردی، برداشتهای کارشناسی محدود یا الگوهای اجرایی مورد نظر مجموعههای مسئول پیش میرود؛ در حالی که مسائل پیچیده جزیره را نمیتوان صرفاً با تجربه شخصی یا آزمونوخطا مدیریت کرد.
تجربه مدیریتی ارزشمند است، اما زمانی اعتبار و اثربخشی بیشتری پیدا میکند که با دادههای واقعی، مطالعات علمی و نظر متخصصان پشتیبانی شود. تصمیمی که بر پایه شناخت ناقص از مسئله گرفته شود، حتی با نیت درست و انگیزه بالا نیز میتواند به هزینههای بیشتر، اتلاف منابع و تکرار اشتباهات منجر شود.
مشکل زمانی جدیتر میشود که پژوهش دانشگاهی نه در ابتدای مسیر تصمیمگیری، بلکه در حاشیه برنامهها قرار بگیرد و اجرای یک طرح بدون بررسی علمی ضرورت، امکانپذیری و پیامدهای آن آغاز شود.
در چنین شرایطی، دانشگاه بهجای آنکه در شکلگیری تصمیمها نقش داشته باشد، به مجموعهای بیرون از فرآیند مدیریت تبدیل میشود که گاهی برای مشاوره یا ارائه یک نظر کارشناسی به آن مراجعه میکنند.
این در حالی است که فلسفه حضور دانشگاههای معتبر در کیش نباید صرفاً به آموزش دانشجو و صدور مدرک محدود بماند. بخش مهمی از ارزش این دانشگاهها در توانایی آنها برای تبدیل دانش به راهکارهای عملی و کمک به حل مسائل واقعی منطقه است.
وقتی پژوهش به پروژه اجرایی تبدیل نمیشود
نمونههایی از ظرفیت همکاری دانشگاه و مدیریت اجرایی کیش پیشتر مطرح شده است.
در همکاریهای اعلامشده میان سازمان منطقه آزاد کیش و دانشگاه صنعتی شریف، موضوعاتی مانند تصفیه آب شیرین از دریا، تصفیه فاضلاب، مطالعات زیستمحیطی مرجانها و توسعه فناوریهای مرتبط با گردشگری دریایی مورد توجه قرار گرفتهاند. این موضوعات دقیقاً در شمار مسائل راهبردی جزیره قرار دارند که بدون پژوهش تخصصی و دانش فنی نمیتوان برای آنها راهکارهای قابل اتکا ارائه کرد.
در حوزه گردشگری نیز ظرفیت دانشگاهها برای انجام پژوهشهای کاربردی مورد توجه قرار گرفته و معاونت گردشگری سازمان منطقه آزاد کیش فراخوانی برای همکاری با پژوهشگران این حوزه منتشر کرده است.
همچنین، انتصاب رئیس پردیس بینالمللی کیش دانشگاه تهران بهعنوان راهبر طرح شهر هوشمند وزارت علوم، ظرفیت علمی این مجموعه را در حوزه سیاستگذاری و راهبری علمی برجسته کرده است.
این نمونهها نشان میدهند زمینه همکاری وجود دارد؛ اما تعریف چند پروژه، برگزاری نشست مشترک یا انتشار فراخوان پژوهشی بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی نیاز جزیره باشد.
پرسش مهم این است که سرانجام این همکاریها چه بوده است؟ کدام پژوهشها به اجرای طرح منجر شدهاند؟ کدام تصمیمهای مدیریتی با نتایج تحقیقات دانشگاهی اصلاح شدهاند؟ چه میزان از بودجههای مطالعاتی و اجرایی به پروژههای مشترک اختصاص یافته و چه نتایجی برای مردم و اقتصاد کیش به همراه داشتهاند؟
ارزیابی عمومی و مستند از خروجی نهایی بسیاری از این همکاریها در گزارشهای منتشرشده بهروشنی دیده نمیشود. همین مسئله ضرورت شفافیت درباره میزان استفاده عملی از ظرفیت دانشگاهها را بیشتر میکند.
دانشگاه باید در همه معاونتها حضور داشته باشد
یکی از برداشتهای نادرست از ارتباط دانشگاه و مدیریت، محدود کردن این همکاری به حوزههای فنی، مهندسی، فناوری و محیطزیست است؛ در حالی که مسائل کیش تنها با مهندسی و فناوری حل نمیشوند.
معاونت اقتصادی برای تدوین سیاستهای توسعه بازار، جذب سرمایهگذاری و حمایت از کسبوکارها به تحلیلهای اقتصادی و مطالعات بازار نیاز دارد.
معاونت گردشگری برای شناخت بازارهای هدف، بررسی رفتار گردشگران، ارزیابی کیفیت خدمات، توسعه گردشگری خارجی و طراحی محصولات جدید گردشگری به تحقیقات تخصصی نیازمند است.
حوزه عمرانی و خدمات شهری باید از مطالعات مهندسی، معماری، شهرسازی، حملونقل و مدیریت منابع بهره بگیرد.
در حوزه اجتماعی و فرهنگی نیز نمیتوان بدون شناخت جامعه، رفتارهای اجتماعی، نیازهای گروههای مختلف، ویژگیهای جمعیتی و تحولات فرهنگی برای مردم برنامهریزی کرد. طراحی برنامههای فرهنگی، سیاستهای اجتماعی، فعالیتهای آموزشی و حتی شیوه ارتباط مدیریت با شهروندان باید از پشتوانه مطالعات اجتماعی و فرهنگی برخوردار باشد.
به همین ترتیب، حوزه سلامت، آموزش، حقوق، مدیریت منابع انسانی و سایر بخشها نیز باید از ظرفیت متخصصان و پژوهشگران مرتبط استفاده کنند.
به بیان دیگر، هیچ معاونتی نباید خود را از این ضرورت مستثنا بداند. توسعه علمی زمانی اتفاق میافتد که پژوهش به بخشی از فرآیند تصمیمسازی همه بخشهای مدیریت جزیره تبدیل شود، نه اینکه هر مجموعه بر اساس برداشت و روش اختصاصی خود برنامهریزی کند.
پژوهش باید الزام باشد، نه انتخاب مدیران
راهکار اساسی برای پایان دادن به این فاصله، تغییر نگاه مقطعی به همکاری با دانشگاهها و تبدیل آن به یک سیاست دائمی و الزامآور در نظام مدیریتی کیش است.
تا زمانی که مراجعه به دانشگاه به علاقه، شناخت یا سلیقه مدیران وابسته باشد، با تغییر مدیران ممکن است همکاریها متوقف شوند، پروژهها نیمهتمام بمانند و برنامهها دوباره از نقطه صفر آغاز شوند.
بنابراین، سازمان منطقه آزاد کیش باید با استفاده از اختیارات قانونی خود، سازوکاری مشخص و الزامآور برای پیوند دادن تصمیمهای اجرایی با پژوهشهای دانشگاهی تدوین و تصویب کند؛ سازوکاری که تمام معاونتها، شرکتهای تابعه و مجموعههای اجرایی را در بر بگیرد.
بر اساس چنین رویکردی، هر معاونت باید مسائل و اولویتهای حوزه مسئولیت خود را شناسایی و برای آنها برنامه پژوهشی مشخص تعریف کند. طرحهای مهم عمرانی، اقتصادی، گردشگری، اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی نیز پیش از تصویب و تخصیص منابع باید از بررسیهای علمی، فنی، اقتصادی و اجتماعی متناسب برخوردار شوند.
به این ترتیب، هیچ پروژه مهمی صرفاً بر اساس تشخیص فردی یک مدیر یا تصمیمی بدون پشتوانه کارشناسی وارد مرحله اجرا نخواهد شد.
البته این الزام به معنای ارجاع تمام امور روزمره اداری به دانشگاه نیست؛ بلکه هدف آن است که تصمیمهای مهم، سیاستهای راهبردی، مقررات اثرگذار و پروژههایی که منابع عمومی، محیطزیست و کیفیت زندگی مردم را تحت تأثیر قرار میدهند، بدون پشتوانه علمی و ارزیابی تخصصی اتخاذ نشوند.
اتاق حل مسائل کیش؛ پیشنهادی برای پیوند علم و اجرا
یکی از راهکارهای عملی برای تحقق این هدف، تشکیل «اتاق حل مسائل کیش» با مشارکت دانشگاههای مستقر در جزیره، سازمان منطقه آزاد و مجموعههای اجرایی است.
این ساختار نباید به شورایی تشریفاتی برای برگزاری نشستهای دورهای تبدیل شود؛ بلکه باید مأموریت آن شناسایی مسائل واقعی جزیره، تعیین دانشگاه یا گروه علمی مسئول، تعریف پروژههای کاربردی و پیگیری اجرای نتایج باشد.
در این چارچوب، برای هر موضوع باید یک مسئول مشخص دانشگاهی و اجرایی تعیین شود و پروژه با زمانبندی، بودجه، خروجی قابل سنجش و شاخص ارزیابی پیش برود.
برای مثال، دانشگاه صنعتی شریف میتواند در پروژههای مرتبط با آب، انرژی، فناوری و محیطزیست دریایی نقش علمی داشته باشد. ظرفیت دانشگاه امیرکبیر میتواند در مدیریت پروژه، زنجیره تأمین، تجارت الکترونیک، ایمنی و بهرهوری اقتصادی به کار گرفته شود. پردیس دانشگاه تهران نیزبا تنوع رشتههای مهندسی، معماری، روانشناسی، مدیریت و حقوق میتواند در مطالعات شهری، اجتماعی و مدیریتی مشارکت کند.
این تقسیم کار باید با توافق دانشگاهها و بر اساس توان واقعی اعضای هیئت علمی و امکانات پژوهشی آنها شکل بگیرد و در پروژههای میانرشتهای نیز دانشگاهها در قالب گروههای مشترک فعالیت کنند.
نکته مهمتر آن است که نتیجه پژوهش نباید در قفسه گزارشها باقی بماند. هر مطالعه باید مسیر مشخصی برای تصمیمگیری، اجرای آزمایشی، اصلاح احتمالی و ارزیابی نهایی داشته باشد. همچنین، سازمان باید گزارش پیشرفت و نتایج پروژههای دانشگاهی را بهصورت شفاف در اختیار افکار عمومی قرار دهد.
کیش میتواند از مدیریت سلیقهای به مدیریت دانشمحور برسد
کیش به دلیل شرایط خاص جغرافیایی، محدودیت منابع، حساسیت زیستمحیطی و ساختار ویژه اقتصادی و اجتماعی، بیش از بسیاری از مناطق دیگر به تصمیمگیری علمی و برنامهریزی دقیق نیاز دارد.
در چنین منطقهای، هر تصمیم نادرست میتواند هزینهای فراتر از هزینه مالی ایجاد کند و بر منابع طبیعی، کیفیت زندگی ساکنان، جایگاه گردشگری و آینده اقتصادی جزیره اثر بگذارد.
از همین رو، سرمایهگذاری در پژوهش دانشگاهی نباید هزینهای اضافی در مسیر توسعه تلقی شود؛ بلکه باید بخشی از هزینه ضروری تصمیمگیری درست و پیشگیری از اشتباهات پرهزینه باشد.
کیش دانشگاه دارد، استاد دارد، دانشجو دارد و رشتههای تخصصی متناسب با بسیاری از نیازهای جزیره را ایجاد کرده است. آنچه هنوز جای خالی آن احساس میشود، اراده مدیریتی برای قرار دادن علم در مرکز تصمیمگیری و الزام همه بخشها به استفاده از این ظرفیت است.
دانشگاهها نباید فقط در مراسمها، نشستها و تفاهمنامهها حضور داشته باشند و مدیران نیز نباید بتوانند بدون بررسی علمی و شناخت دقیق مسئله، مسیرهای اجرایی را بر اساس برداشتهای شخصی تعیین کنند.
معیار موفقیت این همکاری نیز نباید تعداد تفاهمنامهها، جلسات مشترک یا طرحهای مطالعاتی باشد؛ بلکه باید مشخص شود چه تعداد از مشکلات جزیره با مشارکت دانشگاهها شناسایی شده، چه تصمیمهایی بر اساس پژوهش اصلاح شده و چه نتایج قابل اندازهگیری در زندگی مردم و عملکرد اقتصادی کیش به دست آمده است.
دانشگاه باید از حاشیه مدیریت کیش به متن تصمیمگیری آن منتقل شود؛ تغییری که تنها با یک دستورالعمل الزامآور، برنامهریزی مستمر و تعهد همه مدیران به مدیریت علمی امکانپذیر خواهد بود.
حضور دانشگاههای معتبر، توسعه رشتههای تخصصی و برخورداری از استادان و دانشآموختگان در حوزههای مختلف، کیش را به یکی از مناطق برخوردار از ظرفیت علمی برای حل مسائل توسعهای تبدیل کرده است؛ با این حال، فاصله میان دانشگاه و ساختار اجرایی جزیره همچنان یکی از فرصتهای مغفولمانده توسعه است. پرسش اساسی این است که چرا با وجود این سرمایه علمی، تصمیمها و برنامههای اجرایی کیش کمتر بر پایه پژوهشهای دانشگاهی و دانش تخصصی شکل میگیرند؟
جزیره کیش برای مدیریت و توسعه خود با مجموعهای از مسائل پیچیده و بههمپیوسته روبهرو است. مدیریت منابع آب و انرژی، حفاظت از محیطزیست دریایی، توسعه گردشگری، رونق اقتصادی، ساماندهی حملونقل، مدیریت شهری، ارتقای خدمات سلامت، مسائل فرهنگی و اجتماعی و حتی اصلاح ساختارهای اداری، هرکدام به شناخت دقیق، مطالعه تخصصی و راهکارهای متناسب با شرایط خاص جزیره نیاز دارند.
برای پاسخ به این مسائل، یک سرمایه مهم در خود کیش وجود دارد؛ دانشگاههایی که نامهای معتبری در آموزش عالی کشور دارند و رشتهها و تخصصهای مرتبط با نیازهای اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و زیستمحیطی جزیره را در اختیار دارند.
پردیس دانشگاه تهران با رشتههایی از مهندسی صنایع و مهندسی رایانه تا معماری، روانشناسی، مدیریت مالی، مدیریت بازرگانی و حقوق، مجموعهای از تخصصهای مورد نیاز برای شناخت و حل مسائل جزیره را پوشش میدهد. دانشگاه صنعتی امیرکبیر نیز در حوزههایی مانند مدیریت کسبوکار، بازاریابی، امور مالی، زنجیره تأمین، تجارت الکترونیک، ایمنی و محیطزیست و مدیریت ساخت ظرفیت آموزشی ایجاد کرده است.
در کنار این مجموعهها، حضور دانشگاه صنعتی شریف و سایر مراکز دانشگاهی با ظرفیتهای تخصصی و پژوهشی، امکان شکلگیری همکاریهای علمی گستردهتری را فراهم کرده است.
با وجود چنین ظرفیتی، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: چرا دانشگاهها در جزیره حضور دارند، اما دانش و تخصص آنها هنوز به بخش جداییناپذیر تصمیمگیری و مدیریت کیش تبدیل نشده است؟
مشکل از دانشگاه نیست؛ از ساختار تصمیمگیری است
مسئله اصلی کیش کمبود دانش، تخصص یا نیروی دانشگاهی نیست؛ مسئله، نبود یک سازوکار فراگیر و الزامآور برای استفاده از این ظرفیت در مدیریت جزیره است.
در بسیاری از برنامههای توسعهای، تصمیمگیریها با تشخیص مدیران، تجربههای فردی، برداشتهای کارشناسی محدود یا الگوهای اجرایی مورد نظر مجموعههای مسئول پیش میرود؛ در حالی که مسائل پیچیده جزیره را نمیتوان صرفاً با تجربه شخصی یا آزمونوخطا مدیریت کرد.
تجربه مدیریتی ارزشمند است، اما زمانی اعتبار و اثربخشی بیشتری پیدا میکند که با دادههای واقعی، مطالعات علمی و نظر متخصصان پشتیبانی شود. تصمیمی که بر پایه شناخت ناقص از مسئله گرفته شود، حتی با نیت درست و انگیزه بالا نیز میتواند به هزینههای بیشتر، اتلاف منابع و تکرار اشتباهات منجر شود.
مشکل زمانی جدیتر میشود که پژوهش دانشگاهی نه در ابتدای مسیر تصمیمگیری، بلکه در حاشیه برنامهها قرار بگیرد و اجرای یک طرح بدون بررسی علمی ضرورت، امکانپذیری و پیامدهای آن آغاز شود.
در چنین شرایطی، دانشگاه بهجای آنکه در شکلگیری تصمیمها نقش داشته باشد، به مجموعهای بیرون از فرآیند مدیریت تبدیل میشود که گاهی برای مشاوره یا ارائه یک نظر کارشناسی به آن مراجعه میکنند.
این در حالی است که فلسفه حضور دانشگاههای معتبر در کیش نباید صرفاً به آموزش دانشجو و صدور مدرک محدود بماند. بخش مهمی از ارزش این دانشگاهها در توانایی آنها برای تبدیل دانش به راهکارهای عملی و کمک به حل مسائل واقعی منطقه است.
وقتی پژوهش به پروژه اجرایی تبدیل نمیشود
نمونههایی از ظرفیت همکاری دانشگاه و مدیریت اجرایی کیش پیشتر مطرح شده است.
در همکاریهای اعلامشده میان سازمان منطقه آزاد کیش و دانشگاه صنعتی شریف، موضوعاتی مانند تصفیه آب شیرین از دریا، تصفیه فاضلاب، مطالعات زیستمحیطی مرجانها و توسعه فناوریهای مرتبط با گردشگری دریایی مورد توجه قرار گرفتهاند. این موضوعات دقیقاً در شمار مسائل راهبردی جزیره قرار دارند که بدون پژوهش تخصصی و دانش فنی نمیتوان برای آنها راهکارهای قابل اتکا ارائه کرد.
در حوزه گردشگری نیز ظرفیت دانشگاهها برای انجام پژوهشهای کاربردی مورد توجه قرار گرفته و معاونت گردشگری سازمان منطقه آزاد کیش فراخوانی برای همکاری با پژوهشگران این حوزه منتشر کرده است.
همچنین، انتصاب رئیس پردیس بینالمللی کیش دانشگاه تهران بهعنوان راهبر طرح شهر هوشمند وزارت علوم، ظرفیت علمی این مجموعه را در حوزه سیاستگذاری و راهبری علمی برجسته کرده است.
این نمونهها نشان میدهند زمینه همکاری وجود دارد؛ اما تعریف چند پروژه، برگزاری نشست مشترک یا انتشار فراخوان پژوهشی بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی نیاز جزیره باشد.
پرسش مهم این است که سرانجام این همکاریها چه بوده است؟ کدام پژوهشها به اجرای طرح منجر شدهاند؟ کدام تصمیمهای مدیریتی با نتایج تحقیقات دانشگاهی اصلاح شدهاند؟ چه میزان از بودجههای مطالعاتی و اجرایی به پروژههای مشترک اختصاص یافته و چه نتایجی برای مردم و اقتصاد کیش به همراه داشتهاند؟
ارزیابی عمومی و مستند از خروجی نهایی بسیاری از این همکاریها در گزارشهای منتشرشده بهروشنی دیده نمیشود. همین مسئله ضرورت شفافیت درباره میزان استفاده عملی از ظرفیت دانشگاهها را بیشتر میکند.
دانشگاه باید در همه معاونتها حضور داشته باشد
یکی از برداشتهای نادرست از ارتباط دانشگاه و مدیریت، محدود کردن این همکاری به حوزههای فنی، مهندسی، فناوری و محیطزیست است؛ در حالی که مسائل کیش تنها با مهندسی و فناوری حل نمیشوند.
معاونت اقتصادی برای تدوین سیاستهای توسعه بازار، جذب سرمایهگذاری و حمایت از کسبوکارها به تحلیلهای اقتصادی و مطالعات بازار نیاز دارد.
معاونت گردشگری برای شناخت بازارهای هدف، بررسی رفتار گردشگران، ارزیابی کیفیت خدمات، توسعه گردشگری خارجی و طراحی محصولات جدید گردشگری به تحقیقات تخصصی نیازمند است.
حوزه عمرانی و خدمات شهری باید از مطالعات مهندسی، معماری، شهرسازی، حملونقل و مدیریت منابع بهره بگیرد.
در حوزه اجتماعی و فرهنگی نیز نمیتوان بدون شناخت جامعه، رفتارهای اجتماعی، نیازهای گروههای مختلف، ویژگیهای جمعیتی و تحولات فرهنگی برای مردم برنامهریزی کرد. طراحی برنامههای فرهنگی، سیاستهای اجتماعی، فعالیتهای آموزشی و حتی شیوه ارتباط مدیریت با شهروندان باید از پشتوانه مطالعات اجتماعی و فرهنگی برخوردار باشد.
به همین ترتیب، حوزه سلامت، آموزش، حقوق، مدیریت منابع انسانی و سایر بخشها نیز باید از ظرفیت متخصصان و پژوهشگران مرتبط استفاده کنند.
به بیان دیگر، هیچ معاونتی نباید خود را از این ضرورت مستثنا بداند. توسعه علمی زمانی اتفاق میافتد که پژوهش به بخشی از فرآیند تصمیمسازی همه بخشهای مدیریت جزیره تبدیل شود، نه اینکه هر مجموعه بر اساس برداشت و روش اختصاصی خود برنامهریزی کند.
پژوهش باید الزام باشد، نه انتخاب مدیران
راهکار اساسی برای پایان دادن به این فاصله، تغییر نگاه مقطعی به همکاری با دانشگاهها و تبدیل آن به یک سیاست دائمی و الزامآور در نظام مدیریتی کیش است.
تا زمانی که مراجعه به دانشگاه به علاقه، شناخت یا سلیقه مدیران وابسته باشد، با تغییر مدیران ممکن است همکاریها متوقف شوند، پروژهها نیمهتمام بمانند و برنامهها دوباره از نقطه صفر آغاز شوند.
بنابراین، سازمان منطقه آزاد کیش باید با استفاده از اختیارات قانونی خود، سازوکاری مشخص و الزامآور برای پیوند دادن تصمیمهای اجرایی با پژوهشهای دانشگاهی تدوین و تصویب کند؛ سازوکاری که تمام معاونتها، شرکتهای تابعه و مجموعههای اجرایی را در بر بگیرد.
بر اساس چنین رویکردی، هر معاونت باید مسائل و اولویتهای حوزه مسئولیت خود را شناسایی و برای آنها برنامه پژوهشی مشخص تعریف کند. طرحهای مهم عمرانی، اقتصادی، گردشگری، اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی نیز پیش از تصویب و تخصیص منابع باید از بررسیهای علمی، فنی، اقتصادی و اجتماعی متناسب برخوردار شوند.
به این ترتیب، هیچ پروژه مهمی صرفاً بر اساس تشخیص فردی یک مدیر یا تصمیمی بدون پشتوانه کارشناسی وارد مرحله اجرا نخواهد شد.
البته این الزام به معنای ارجاع تمام امور روزمره اداری به دانشگاه نیست؛ بلکه هدف آن است که تصمیمهای مهم، سیاستهای راهبردی، مقررات اثرگذار و پروژههایی که منابع عمومی، محیطزیست و کیفیت زندگی مردم را تحت تأثیر قرار میدهند، بدون پشتوانه علمی و ارزیابی تخصصی اتخاذ نشوند.
اتاق حل مسائل کیش؛ پیشنهادی برای پیوند علم و اجرا
یکی از راهکارهای عملی برای تحقق این هدف، تشکیل «اتاق حل مسائل کیش» با مشارکت دانشگاههای مستقر در جزیره، سازمان منطقه آزاد و مجموعههای اجرایی است.
این ساختار نباید به شورایی تشریفاتی برای برگزاری نشستهای دورهای تبدیل شود؛ بلکه باید مأموریت آن شناسایی مسائل واقعی جزیره، تعیین دانشگاه یا گروه علمی مسئول، تعریف پروژههای کاربردی و پیگیری اجرای نتایج باشد.
در این چارچوب، برای هر موضوع باید یک مسئول مشخص دانشگاهی و اجرایی تعیین شود و پروژه با زمانبندی، بودجه، خروجی قابل سنجش و شاخص ارزیابی پیش برود.
برای مثال، دانشگاه صنعتی شریف میتواند در پروژههای مرتبط با آب، انرژی، فناوری و محیطزیست دریایی نقش علمی داشته باشد. ظرفیت دانشگاه امیرکبیر میتواند در مدیریت پروژه، زنجیره تأمین، تجارت الکترونیک، ایمنی و بهرهوری اقتصادی به کار گرفته شود. پردیس دانشگاه تهران نیزبا تنوع رشتههای مهندسی، معماری، روانشناسی، مدیریت و حقوق میتواند در مطالعات شهری، اجتماعی و مدیریتی مشارکت کند.
این تقسیم کار باید با توافق دانشگاهها و بر اساس توان واقعی اعضای هیئت علمی و امکانات پژوهشی آنها شکل بگیرد و در پروژههای میانرشتهای نیز دانشگاهها در قالب گروههای مشترک فعالیت کنند.
نکته مهمتر آن است که نتیجه پژوهش نباید در قفسه گزارشها باقی بماند. هر مطالعه باید مسیر مشخصی برای تصمیمگیری، اجرای آزمایشی، اصلاح احتمالی و ارزیابی نهایی داشته باشد. همچنین، سازمان باید گزارش پیشرفت و نتایج پروژههای دانشگاهی را بهصورت شفاف در اختیار افکار عمومی قرار دهد.
کیش میتواند از مدیریت سلیقهای به مدیریت دانشمحور برسد
کیش به دلیل شرایط خاص جغرافیایی، محدودیت منابع، حساسیت زیستمحیطی و ساختار ویژه اقتصادی و اجتماعی، بیش از بسیاری از مناطق دیگر به تصمیمگیری علمی و برنامهریزی دقیق نیاز دارد.
در چنین منطقهای، هر تصمیم نادرست میتواند هزینهای فراتر از هزینه مالی ایجاد کند و بر منابع طبیعی، کیفیت زندگی ساکنان، جایگاه گردشگری و آینده اقتصادی جزیره اثر بگذارد.
از همین رو، سرمایهگذاری در پژوهش دانشگاهی نباید هزینهای اضافی در مسیر توسعه تلقی شود؛ بلکه باید بخشی از هزینه ضروری تصمیمگیری درست و پیشگیری از اشتباهات پرهزینه باشد.
کیش دانشگاه دارد، استاد دارد، دانشجو دارد و رشتههای تخصصی متناسب با بسیاری از نیازهای جزیره را ایجاد کرده است. آنچه هنوز جای خالی آن احساس میشود، اراده مدیریتی برای قرار دادن علم در مرکز تصمیمگیری و الزام همه بخشها به استفاده از این ظرفیت است.
دانشگاهها نباید فقط در مراسمها، نشستها و تفاهمنامهها حضور داشته باشند و مدیران نیز نباید بتوانند بدون بررسی علمی و شناخت دقیق مسئله، مسیرهای اجرایی را بر اساس برداشتهای شخصی تعیین کنند.
معیار موفقیت این همکاری نیز نباید تعداد تفاهمنامهها، جلسات مشترک یا طرحهای مطالعاتی باشد؛ بلکه باید مشخص شود چه تعداد از مشکلات جزیره با مشارکت دانشگاهها شناسایی شده، چه تصمیمهایی بر اساس پژوهش اصلاح شده و چه نتایج قابل اندازهگیری در زندگی مردم و عملکرد اقتصادی کیش به دست آمده است.
دانشگاه باید از حاشیه مدیریت کیش به متن تصمیمگیری آن منتقل شود؛ تغییری که تنها با یک دستورالعمل الزامآور، برنامهریزی مستمر و تعهد همه مدیران به مدیریت علمی امکانپذیر خواهد بود.
به نگارش:امیررضا غربانی،مدیرمسئول روزنامه اخبارکیش
منبع: https://akhbarkish.com/%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%81-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%da%a9%db%8c%d8%b4/




ارسال نظر
0 دیدگاه ثبت شده است
امکان ارسال دیدگاه برای این خبر بسته شده است.