سرمایهگذاری در کیش؛
قربانی بلاتکلیفی یا اسیر تغییرات مکرر قوانین؟
برای نمونه، اگر درباره ورود یک کالا یا اجرای یک فعالیت اقتصادی، تصمیمها در سطوح مختلف مدیریتی متفاوت باشد، فعال اقتصادی نمیتواند با اطمینان درباره زمانبندی، هزینه و بازده طرح خود تصمیم بگیرد. در چنین شرایطی، حتی برخورداری از برخی امتیازهای قانونی نیز لزوماً به جذب سرمایه منجر نمیشود؛ زیرا مزیت قانونی زمانی ارزشمند است که اجرای آن قابل پیشبینی باشد.
در همین چارچوب، واگذاری اختیارهای متفاوت به مدیران استانی، بدون وجود قواعد شفاف و هماهنگ، میتواند به تفاوت در نحوه اجرای مقررات منجر شود. این مسئله ضرورت هماهنگی میان دستگاههای تصمیمگیر و تدوین رویههای مشخص برای فعالیت اقتصادی در مناطق آزاد را برجسته میکند. بنابراین، اصلاح ساختار تصمیمگیری و کاهش تغییرات ناگهانی مقررات باید بهعنوان بخشی از سیاست جذب سرمایه در نظر گرفته شود، نه موضوعی فرعی که رسیدگی به آن به پایان بحرانهای سیاسی موکول شود.
جنگ و تنشهای سیاسی بدون تردید بر تصمیمهای اقتصادی اثر میگذارند، اما نسبت دادن تمام مشکلات فعالیت اقتصادی به شرایط جنگی، مانع شناسایی و اصلاح ضعفهای داخلی میشود. در شرایطی که حتی چشمانداز کوتاهمدت تحولات سیاسی با عدم قطعیت همراه است، پیشبینی دقیق آینده دشوار خواهد بود. از این رو، فعالان اقتصادی و سیاستگذاران نمیتوانند همه تصمیمهای خود را بر پایه پیشبینی قطعی از پایان یا تداوم تنشها تنظیم کنند.
راهکار واقعبینانه آن است که در کنار رصد تحولات سیاسی، موانعی که از طریق تصمیمگیری داخلی قابل اصلاح هستند، شناسایی شوند. ثبات مقررات، شفافیت در فرایندهای اداری، هماهنگی دستگاههای اجرایی و تعریف روشن مزیتهای مناطق آزاد، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند مستقل از نتیجه تحولات سیاسی دنبال شوند. به بیان دیگر، کاهش نااطمینانیهای داخلی به معنای نادیده گرفتن ریسکهای بیرونی نیست؛ بلکه تلاشی برای جلوگیری از انباشته شدن ریسکهای قابل کنترل بر ریسکهای ناشی از شرایط بینالمللی است.
اقتصاد دریامحور؛ فرصتی برای بازنگری در الگوی توسعه
اقتصاد دریامحور از دیگر محورهایی است که میتواند در آینده مناطق آزاد و بهویژه کیش اهمیت بیشتری پیدا کند. موقعیت جغرافیایی ایران و ظرفیتهای حملونقل دریایی، ضرورت توجه به این حوزه را برجسته میکند؛ بهخصوص در شرایطی که تجربه محدودیتهای اخیر، اهمیت مسیرهای تجاری، زیرساختهای حملونقل و آمادگی شبکه لجستیکی را بیش از گذشته آشکار کرده است.
در این چارچوب، تجربه دشواریهای گذشته میتواند زمینهساز بازنگری در شیوه فعالیت و توسعه زیرساختها شود. تقویت ناوگان و تجهیزات حملونقل، افزایش آمادگی در برابر اختلالهای احتمالی و بهبود هماهنگی میان بخشهای مختلف حملونقل زمینی و دریایی، از موضوعاتی است که باید در برنامهریزی آینده مورد توجه قرار گیرد. توسعه اقتصاد دریامحور زمانی میتواند به جذب سرمایه و افزایش فعالیت اقتصادی منجر شود که از سطح یک عنوان کلی فراتر رود و به برنامهای مشخص برای ارتقای زیرساختها، تسهیل تجارت، توسعه خدمات لجستیکی و افزایش کارآمدی زنجیره حملونقل تبدیل شود.
برای کیش نیز اهمیت این موضوع در آن است که ظرفیتهای جزیره در حوزه خدمات، گردشگری و ارتباطات تجاری میتواند در پیوند با برنامههای گستردهتر اقتصاد دریامحور بررسی شود. تحقق چنین ظرفیتی، به سرمایهگذاری هدفمند، ثبات مقررات و هماهنگی میان سیاستهای ملی و برنامههای مناطق آزاد نیاز دارد.
بازسازی اعتماد، پیششرط بازگشت سرمایه
کیش برای تقویت جایگاه خود به الگویی روشن از توسعه نیاز دارد؛ الگویی که در آن، مزیتهای مناطق آزاد بهصورت پایدار تعریف شود، تصمیمهای اقتصادی قابلیت پیشبینی داشته باشد و ظرفیتهای گردشگری، تجارت و اقتصاد دریامحور در کنار یکدیگر دیده شوند. در نهایت، سرمایهگذار بیش از وعدههای کلی به
منبع: https://akhbarkish.com/%d8%b3%d8%b1%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b4%d8%9b/




ارسال نظر
0 دیدگاه ثبت شده است
امکان ارسال دیدگاه برای این خبر بسته شده است.