چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵
رسانه‌ای برای روایت سریع، دقیق و شفاف خبرها
اقتصادی کد خبر 53257
اخبار کیش؛

مناطق آزاد چگونه از مأموریت خود دور شدند؟

مناطق آزاد از تولید و صادرات فاصله گرفتند؛ بازگشت به مأموریت اصلی ضروری است

۱۳ آبان ۱۴۰۵الهام صحرائیان00
مناطق آزاد چگونه از مأموریت خود دور شدند؟
محمد خاکی رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی
مناطق آزاد تجاری و صنعتی در فلسفه شکل‌گیری خود قرار بود به موتورهای محرک اقتصاد، جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی، توسعه صادرات و پیوند اقتصاد کشور با بازارهای بین‌المللی تبدیل شوند؛ مناطقی که با برخورداری از مقررات تسهیل‌شده و معافیت از برخی محدودیت‌های رایج، بتوانند فضای متفاوتی برای فعالیت اقتصادی فراهم کنند. با این حال، فاصله میان اهداف اولیه و عملکرد کنونی این مناطق نشان می‌دهد که تحقق این مأموریت، بیش از هر چیز به ثبات سیاست‌گذاری، اصلاح ساختارها و بازنگری در نحوه اداره آنها نیاز دارد.
در شرایطی که اقتصاد ایران برای جذب سرمایه و تقویت ظرفیت‌های تولیدی با چالش‌های متعددی روبه‌روست، مناطق آزاد می‌توانند نقشی فراتر از مبادله و جابه‌جایی کالا ایفا کنند. اما این ظرفیت زمانی بالفعل می‌شود که سرمایه‌گذار از ثبات قوانین اطمینان داشته باشد، زیرساخت‌ها در خدمت تولید و صادرات قرار گیرند و سیاست‌گذاری‌ها با اهداف بلندمدت توسعه اقتصادی همسو باشند.
بی‌ثباتی قوانین؛ مانعی جدی در مسیر جذب سرمایه‌گذاری
سرمایه‌گذاری، به‌ویژه در حوزه‌های تولیدی و صنعتی، ماهیتی بلندمدت دارد. سرمایه‌گذار زمانی برای ورود به یک بازار تصمیم می‌گیرد که بتواند چشم‌انداز فعالیت خود را در سال‌های آینده ارزیابی کند و نسبت به قواعد حاکم بر کسب‌وکار اطمینان داشته باشد. از این رو، تغییرات پی‌درپی قوانین، مقررات، آیین‌نامه‌ها، دستورالعمل‌ها و بخشنامه‌ها، یکی از موانع مهم شکل‌گیری فضای امن سرمایه‌گذاری در اقتصاد ایران به شمار می‌رود.

این مسئله تنها به مناطق آزاد محدود نیست و در مناطق ویژه اقتصادی و شهرک‌های صنعتی نیز مشاهده می‌شود. هنگامی که مقررات به‌صورت مستمر تغییر می‌کنند و فعال اقتصادی نمی‌تواند نسبت به استمرار سیاست‌ها اطمینان داشته باشد، طبیعی است که انگیزه ورود به پروژه‌های بلندمدت کاهش یابد. سرمایه‌گذار برای حضور در یک حوزه اقتصادی، صرفاً به شرایط امروز توجه نمی‌کند؛ بلکه برنامه‌ریزی او بر اساس چشم‌انداز آینده، امکان حضور پایدار در بازار و قابلیت پیش‌بینی هزینه‌ها و تعهدات انجام می‌شود.
در چنین شرایطی، تغییرات ناگهانی مقررات می‌تواند محاسبات اقتصادی را برهم بزند و حتی پروژه‌هایی را که با هدف تولید و حضور در بازارهای هدف آغاز شده‌اند، با مشکل مواجه کند. بنابراین، ثبات قوانین و مقررات باید به یکی از پیش‌شرط‌های اصلی اصلاح فضای کسب‌وکار تبدیل شود.
این ضرورت درباره مناطق آزاد اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا فلسفه ایجاد این مناطق بر مبنای فراهم کردن محیطی متفاوت از ساختار معمول اقتصاد کشور و کنار گذاشتن بخشی از مقررات دست‌وپاگیر برای تسهیل فعالیت اقتصادی شکل گرفته است. منطقه آزاد باید در عمل نیز از ویژگی‌های یک محیط اقتصادی تسهیل‌شده برخوردار باشد، نه اینکه صرفاً عنوان منطقه آزاد را با خود یدک بکشد.
مناطق آزاد؛ فاصله از فلسفه تأسیس و ضرورت بازگشت به مأموریت اصلی
مناطق آزاد با این هدف ایجاد شدند که بتوانند زمینه جذب سرمایه‌گذاران خارجی، توسعه فعالیت‌های اقتصادی، افزایش صادرات و گسترش تعامل با بازارهای بین‌المللی را فراهم کنند. تعیین یک محدوده جغرافیایی به‌عنوان منطقه آزاد باید به معنای فراهم شدن شرایط ویژه برای فعالیت اقتصادی و کاهش موانع اداری و مقرراتی باشد؛ شرایطی که در نهایت بتواند مزیت رقابتی این مناطق را نسبت به سایر نقاط کشور افزایش دهد.
با این حال، عملکرد بسیاری از مناطق آزاد نشان می‌دهد که این مناطق به‌تدریج از اهداف اولیه خود فاصله گرفته‌اند و بخش قابل توجهی از فعالیت آنها به واردات یا صادرات برخی گروه‌های خاص کالا محدود شده است. این در حالی است که وجود مناطق آزاد در نقاط مختلف کشور، در صورت استفاده صحیح از ظرفیت‌های قانونی و جغرافیایی، می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر اقتصاد ملی داشته باشد.
مسئله اصلی این است که به‌جای تقویت مزیت‌های مناطق آزاد و فراهم کردن زمینه فعالیت سرمایه‌گذاران، دامنه محدودیت‌ها و مقررات در این مناطق نیز به‌تدریج گسترش یافته است. چنین روندی نه‌تنها مزیت رقابتی این مناطق را تضعیف می‌کند، بلکه آنها را از فلسفه وجودی خود دورتر می‌سازد.
بازگشت به مأموریت اصلی مناطق آزاد مستلزم آن است که سیاست‌گذاری‌ها بار دیگر بر محور جذب سرمایه‌گذاری، تولید، صادرات و حضور در بازارهای هدف متمرکز شود. در این مسیر، بازنگری در مقررات، کاهش بروکراسی اداری و ایجاد ثبات در تصمیم‌گیری‌ها اهمیت اساسی دارد. مناطق آزاد زمانی می‌توانند در اقتصاد ایران اثرگذار باشند که از جایگاه واقعی خود به‌عنوان بستر توسعه اقتصادی برخوردار شوند، نه اینکه صرفاً به محدوده‌هایی برای انجام برخی مبادلات تجاری تبدیل شوند.
گردشگری؛ مزیتی راهبردی برای مناطق آزاد جنوبی


اگرچه بخش عمده مناطق آزاد کشور با رویکرد توسعه فعالیت‌های صنعتی و تولیدی شکل گرفته‌اند، اما ظرفیت مناطق آزاد جنوبی، به‌ویژه کیش و قشم، در حوزه گردشگری متفاوت است. موقعیت جغرافیایی مناسب، دسترسی به آب‌های خلیج فارس و برخورداری از برخی زیرساخت‌های گردشگری، این مناطق را به گزینه‌هایی مهم برای جذب گردشگران داخلی و خارجی تبدیل کرده است.
در این میان، کیش از ظرفیت زیرساختی قابل توجهی برخوردار است؛ زیرساخت‌هایی که در مقایسه با بسیاری از مناطق آزاد کشور، امکان بیشتری برای توسعه گردشگری فراهم می‌کنند. البته این به معنای کامل بودن زیرساخت‌ها یا بی‌نیازی از سرمایه‌گذاری‌های جدید نیست، بلکه نشان می‌دهد این جزیره از پایه‌های مناسبی برای گسترش فعالیت‌های گردشگری برخوردار است و می‌تواند با برنامه‌ریزی هدفمند، جایگاه خود را در این حوزه تقویت کند.
شرایط کنونی کشور و مواجهه با جنگ و نااطمینانی‌های ناشی از آن، طبیعتاً بر رفت‌وآمد گردشگران و امکان انجام سفرهای هوایی تأثیر گذاشته است. در دوره‌های پرتنش، محدودیت در نشست‌وبرخاست هواپیماها و کاهش امکان سفر، فعالیت‌های گردشگری را با دشواری مواجه می‌کند. با این حال، ارزیابی ظرفیت گردشگری مناطق آزاد نباید صرفاً بر مبنای شرایط مقطعی انجام شود؛ زیرا توسعه این بخش نیازمند نگاه بلندمدت و برنامه‌ریزی برای دوره‌های پس از بحران است.
از سوی دیگر، هزینه نسبتاً پایین‌تر دریافت خدمات در ایران در مقایسه با بسیاری از مقاصد خارجی، می‌تواند به یک مزیت رقابتی برای جذب گردشگران بین‌المللی تبدیل شود. گردشگر خارجی که ارز خود را به پول داخلی تبدیل می‌کند، در بسیاری از موارد می‌تواند با هزینه کمتری از خدمات اقامتی، درمانی و گردشگری استفاده کند. این مزیت، در صورت ارتقای کیفیت خدمات و فراهم شدن شرایط مناسب سفر، ظرفیت قابل توجهی برای رونق گردشگری ایجاد می‌کند.
در این میان، گردشگری سلامت نیز می‌تواند یکی از محورهای مهم توسعه باشد. ترکیب ظرفیت‌های درمانی، خدماتی و اقامتی با موقعیت جغرافیایی مناسب مناطق جنوبی کشور، زمینه‌ای برای جذب گردشگران سلامت فراهم می‌کند. تحقق این هدف البته به هماهنگی میان بخش‌های درمانی، گردشگری و حمل‌ونقل و همچنین ارتقای استانداردهای خدمات نیاز دارد.
اقتصاد دریامحور؛ ظرفیت مغفول در مسیر توسعه ملی
اقتصاد دریامحور یکی از ظرفیت‌های مهم توسعه اقتصادی ایران است که در برنامه هفتم پیشرفت نیز مورد توجه قرار گرفته است. برخورداری کشور از سواحل گسترده در شمال و جنوب و دسترسی به آب‌های راهبردی، امکان توسعه فعالیت‌های متنوع اقتصادی را فراهم می‌کند؛ ظرفیتی که استفاده از آن می‌تواند به افزایش تولید، ایجاد اشتغال، توسعه تجارت و تقویت جایگاه اقتصادی ایران در منطقه منجر شود.
در این میان، سواحل جنوبی کشور از خلیج فارس و دریای عمان تا مکران، چابهار، بندرعباس، بوشهر و استان خوزستان، مجموعه‌ای از فرصت‌های اقتصادی را در خود جای داده‌اند. این مناطق می‌توانند در حوزه‌هایی همچون حمل‌ونقل دریایی، تجارت، صنایع مرتبط با دریا، خدمات بندری و فعالیت‌های اقتصادی وابسته به دریا نقش‌آفرینی کنند.
اهمیت اقتصاد دریامحور تنها به بهره‌برداری از ظرفیت بنادر یا افزایش مبادلات تجاری محدود نمی‌شود؛ بلکه این رویکرد می‌تواند به شکل‌گیری زنجیره‌ای از فعالیت‌های تولیدی و خدماتی در مناطق ساحلی منجر شود و فرصت‌های تازه‌ای برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی ایجاد کند.
برگزاری نشست‌ها و جلسات میان دولت، نهادهای متولی و بخش خصوصی برای بررسی ظرفیت‌های اقتصاد دریامحور، گامی مثبت در مسیر بهره‌برداری از این فرصت‌هاست. با این حال، عبور از مرحله گفت‌وگو و تدوین برنامه‌ها و رسیدن به مرحله اجرا، اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد. بخش خصوصی زمانی می‌تواند در این حوزه مشارکت مؤثر داشته باشد که چارچوب‌های قانونی، مشوق‌های سرمایه‌گذاری، زیرساخت‌های مورد نیاز و سازوکارهای اجرایی به‌صورت شفاف مشخص شده باشند.
از ظرفیت‌های پراکنده تا راهبردی منسجم برای توسعه

مناطق آزاد ایران از ظرفیت‌های متنوعی برخوردارند؛ از موقعیت جغرافیایی و دسترسی به بازارهای منطقه‌ای گرفته تا زیرساخت‌های صنعتی، گردشگری و دریایی. با این حال، برخورداری از ظرفیت به‌تنهایی به معنای تحقق توسعه نیست. آنچه می‌تواند این ظرفیت‌ها را به مزیت اقتصادی تبدیل کند، وجود سیاست‌گذاری باثبات، مقررات قابل پیش‌بینی و برنامه‌ای منسجم برای استفاده از توان بخش خصوصی است.
در این مسیر، نخستین گام باید بازگرداندن ثبات به فضای کسب‌وکار و جلوگیری از تغییرات ناگهانی مقررات باشد. در مرحله بعد، لازم است مناطق آزاد از رویکرد محدود به واردات و مبادلات کالایی فاصله بگیرند و مأموریت اصلی خود در حوزه تولید، صادرات و جذب سرمایه‌گذاری را دنبال کنند. همزمان، توسعه گردشگری در مناطق جنوبی و بهره‌برداری از ظرفیت‌های اقتصاد دریامحور بای
د در اولویت برنامه‌های توسعه‌ای قرار گیرد.
در نهایت، مناطق آزاد زمانی می‌توانند به جایگاه واقعی خود در اقتصاد ایران دست یابند که میان اهداف قانونی، سیاست‌های اجرایی و نیازهای سرمایه‌گذاران هماهنگی وجود داشته باشد. ثبات مقررات، اعتماد بخش خصوصی و استفاده هدفمند از ظرفیت‌های جغرافیایی و اقتصادی، سه ضلع اصلی این مسیر هستند؛ مسیری که می‌تواند مناطق آزاد را از وضعیت کنونی به سمت ایفای نقشی مؤثرتر در رشد اقتصادی کشور هدایت کند.

منبع: https://akhbarkish.com/%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b7%d9%82-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%a3%d9%85%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%af%d9%88%d8%b1-%d8%b4%d8%af%d9%86/

ارسال نظر

ارسال نظر

0 دیدگاه ثبت شده است

امکان ارسال دیدگاه برای این خبر بسته شده است.